افسردگی یکی از اختلالات خلقی است که به علت شیوع فراوان آن در میان اختلالات روانپزشکی به سرما خوردگی روانی شهرت دارد این بیماری با غمگینی شدید و یأس و ناامیدی و ناتوانی در لذت بردن کارهای روزمره تعریف می شود و نباید این اختلال را با احساس غمگینی گذرایی که در زندگی تجربه می کنیم و معمولا در واکنش به اتفاق ناخوشایند ایجاد می شود، اشتباه گرفت .


این بیماری در هر سنی ، از کودکی تا سالمندی ممکن است دیده شود و حدودا" از هر 5 زن 2 نفر و از هر 10 مرد ، یک نفر در طول زندگی خود ، زمانی بیماری افسردگی را تجربه خواهد کرد. در اختلال افسردگی ، افراد علایمی را تجربه می کنند که شامل موارد زیر می باشد.

  1. احساس خستگی زیاد که ممکن است با دردها و ناراحتی های جسمی از جمله سردرد همراه باشد که به آن کمبود انرژی می گویند.

  2. عده ای از این افراد ممکن است احساس کنند، غذایی را که می خورند بی مزه است یا اشتهایی برای غذا خوردن نداشته باشند که به آن بی اشتهایی می گویند و یا ممکن است میل شدیدی به غذا خوردن داشته باشند و به عبارتی پر اشتها شوند.

  3. عده ای از این افراد ممکن است به سختی بخوابند و در خواب بارها بیدار شوند، به عبارتی دچار کم خوابی شوند و عده ای ممکن است تمام ساعات روز را بخوابند، به عبارتی دچار پرخوابی شوند.

  4. معمولاً در این افراد میل جنسی از بین می رود و دچار کاهش میل جنسی می شوند.

  5. عده ای از بیماران افسرده ممکن است احساس کنند، که دست و پاهایشان سست و بیحال است و به کندی و به آرامی کار می کنند و راه می روند که به این حالت کندی روانی- حرکتی گویند.

  6. عده ای از بیماران هم نمی توانند یک جا بند شوند و آرام و قرار ندارند، مدام قدم می زنند و راه می روند و بی تاب و بیقرار می باشند که به این حالت بی قراری روانی- حرکتی گویند.

  7. وقتی این افراد کاملاً نامید و غمگین هستند ، ممکن است که قصد خودکشی و آسیب زدن جهت خاتمه دادن به زندگی خود را داشته باشند و به خودکشی فکر کنند.

  8. توجه کردن به قدری برای این افراد سخت است که در یادگیری دچار مشکل می شوند و نمی توانند در مورد اینکه چه کاری می خواهند انجام بدهند ، تصمیم بگیرند به عبارتی دچار مشکل در تصمیم گیری یا تمرکز می شوند.

  9. این افراد مدام خود را سرزنش می کنند و احساس بی لیاقتی و به عبارتی احساس بی ارزشی دارند.

  اختلال افسردگی چند نوع می باشد؟

  به شکل اصلی ، افسردگی براساس علائمی که ذکر شد مشخص می شود و به طور تشخیصی دو نوع اختلال افسردگی از هم متمایز می شود . اختلال افسردگی اساسی disorder) (major depressive و اختلال افسرده خویی (Dysthymia disorder)

  نحوه برخورد اطرافیان با افراد دارای اختلال افسردگی

  کاری که اطرافیان افراد دارای افسردگی می توانند انجام دهند تا آنها دوباره به حالت طبیعی برگردند و از زندگی لذت ببرند، می تواند پیشنهادات ساده زیر را دربر گیرد.

  · مدام به آنها سر بزنید.

  · به چشمانشان نگاه کنید و بیشتر به آنها لبخند بزنید.

  · بیشتر به حرفهایشان گوش کنید.

  · به آنها بگویید که کدام کارهایشان شما را تحت تاثیر قرار داده است ، شما را به فکر انداخته و احساس بهتری به شما داده یا باعث شده روحیه تان بهتر شود.

  · از آنها بخواهید با شما به پیاده روی ، سینما ، یک رستوران زیبا یا حتی باغ وحش بیایند .

  · اگر به خودشان تکان ندادند، اشکالی ندارد، از آنها بخواهید با شما شطرنج بازی کنند یا یک فیلم کمدی بگیرید و در کنارشان تماشا کنید . یادتان باشد نباید آنها را مجبور به کاری بکنید.

  · از آنها بخواهید چیزهایی را لمس کنند، اشیایی با بافت و رنگهای مختلف بیاورند و از آنها نظرشان را بخواهید یک غذای خوشمزه و خوش ظاهر برای آنها درست کنید، سعی کنید لذتهای کوچک وارد لحظاتشان کنید.

  · بلند به آنها بگویید که برایتان مهم هستند ، بگویید که دلتان برایشان تنگ شده و دلتان می خواهد برگردند و دوباره با شما خوش بگذرانند ، هر چیزی که در موردشان دوست دارید را به زبان بیاورید.

  · کارهایی که فقط با دوستان صمیمی خود انجام می دهید با آنها تکرار کنید ، مثلاً با آرنجتان به بازویشان بزنید یا آرام با یک دسته کاغذ لوله شده بزنید روی سرشان، باید سعی کنید رفاقت خود را به آنها نشان دهید.

  · به جای اینکه بپرسید حالشان چطور است بپرسید دوست دارند برای خوش گذرانی امروز چه کاری کنند و در آن کار همراهیشان کنید ، به آنها بگویید که کاملا مشخص است که حالشان بهتر شده و بعد حالش را بپرسید و واقعاً به جوابی که می دهند گوش کنید.

  · اگر خجالت زده بودندیک داستان مشابه در مورد خودتان بگویید و پشت سر آن داستان های دیگر که از خجالت زدگی کسان دیگر شنیده اید را مثل لطیفه برایشان تعریف کنید، هیچ چیز بیشتر از دیدن احساس خجالت زدگی دیگران این درد را در انسان تخفیف نمی دهد.

  · اگر افسرده هستند پس حتماً احساس ناامیدی می کنند این مشکل برایشان بدون راه حل به نظر می رسد ، بعد از اینکه برای کم کردن شدت افسردگی شان به آنها کمک کردید ، اگر دوست داشتند در مورد آن صحبت کنند به آنها نشان دهید که چطور می توانند این مشکل را شکسته و به چند تکه تبدیلش کنند و بعد ببینند که کدام قسمت آن بهتر است و سعی کنند راه حلهای سالمی برای آن مشکل خاص پیدا کنند تا بتوانند مشکلات و دشواری ها را حل کنند نه تحمل .

  درمان دارویی افسردگی

  استفاده از دارو درمانی احتمال بهبود بیمار افسرده را ظرف یکماه آینده تقریباً 2 برابر می کند ظهور اثرات درمانی چشمگیر تمامی داروهای ضد افسردگی موجود 4-3 هفته طول می کشد و هر چند اثرات این داروها ممکن است زودتر شروع گردد.

  شایعترین اشتباه بالینی که باعث می شود امتحان یک داروی ضد افسردگی با شکست روبرو گردد مصرف دارو به مقدار ناکافی مدت نا کافی داروی ضد افسردگی را باید تا حداکثر سطح توصیه شده بالا برد و حداقل 4 یا 5 هفته در آن سطح نگه داشت تا بتوان امتحان یک دارو را ناموفق دانست.

  مدت مصرف دارو و پیشگیری : درمان ضد افسردگی حداقل به مدت 6 ماه یا اگر دوره قبلی طولانی تر بود به اندازه طول مدت آن باید ادامه داد. در چندین مطالعه نشان داده شده است که درمان پیشگیرانه با ضد افسردگی ها در کاهش تعداد و شدت موارد عود موثر است.

  هدف مرحله نگهدارنده درمان، پیشگیری از بروز دوره های جدید خلقی «عود» است. فقط بیمارانی که افسردگی های عود کننده یا مزمن داشته اند کاندید درمانی نگهدارنده هستند.

  انتخاب اولیه دارو: داروهای ضد افسردگی موجود از نظر اثر بخشی کلی، سرعت تاثیر یا اثر بخشی طولانی مدت تفاوتی ندارند وجود افتراق این داروها عبارتند از : 1- خصوصیات داروئی 2- تداخلات داروئی 3- عوارض کوتاه مدت و بلند مدت 4- احتمال بروز علائم قطع دارو 5- سهولت تنظیم دارو

  انواع داروهای ضد افسردگی:

  1. سه حلقه ای ها و چهار حلقه ای ها:

  سه حلقه ای ها همانند: آمی ترتیپلین – کلومی پرامین- ایمی پرامین- تری میپرامین-داکسپین- پروتریپتلین- دزی پرامین- نورتریپتلین

  چهار حلقه ای ها همانند: آموکساپین- ماپروتیلین

  2. SSRI ها: شامل فلوکستین- سرترالین- فلووکسامین- پاروکستین- سیتا لوپرام

  3. MAOI : فنلزین- ایزو کربوسازید- ترانیل سیپرومین- ملکوبوماید

  اقدامات پرستاری در بیمار افسرده

  مراقبت از بیمار افسرده می تواند در منزل ، درمانگاه و یا در بیمارستان انجام شود . این مسئله بستگی به شدت و ضعف علایم و نشانه های بیماری ، منابع حمایتی از بیمار و مراکز درمانی در دسترس دارد . اقدامات پرستاری از فرد بیمار باید ابعاد فیزیولوژیکی ، شناختی ، هیجانی و رفتاری وی را در برگیرد که به ترتیب در رابطه با هر بعد توضیح داده خواهد شد .

  ال ف ) مشکلات جسمی

  سلامت جسمی بیمار افسرده معمولاً به فراموشی سپرده می شود ، زیرا بیمار قادر به مراقبت از خود نیست و در نتیجه ممکن است نیاز به مداخله در خصوص تغذیه ، دفع ، خواب و بهداشت داشته باشد . نیازهای ایمنی ، رژیم غذایی ، شوک درمانی حیطه های دیگری هستند که نیاز به مداخله دارند .

  کاهش اشتها

  کاهش اشتها از علایم شایع افسردگی است ؛ بنابراین بررسی وضع تغذیه بیمار امری ضروری است ، بدین منظور باید میزان جذب و دفع بیمار و وزن روزانه اندازه گیری و ثبت شود . برای افزایش اشتهای بیمار پیشنهاد می شود ، غذاهایی که مورد علاقه و یا مورد تنفر بیمار است ، شناسایی شوند و غذای دلخواه وی فراهم گردد ؛ مطمئناً بیمار غذایی را که بیشتر دوست دارد بهتر می خورد . او را تشویق کنید که اگر اشتها ندارد ، در دفعات متعدد غذای مختصر تری را مصرف کند تا کالری بیشتری دریافت کند . هرگز غذای حجیم در سه وعده در اختیار بیمار قرار ندهید زیرا ممکن است مورد اعتراض بیمار قرار گیرد و حتی برای او غیر قابل تحمل باشد . در صورتی که صلاح می دانید از خانواده بیمار بخواهید تا غذایی را که بیمار از آن لذت می برد ، برایش تهیه کنند . در طول صرف غذا به منظور کمک کردن به بیمار و حمایت و تشویق وی ، در کنار او بمانید . از انجا که ممکن است بیمار دانش کافی و دقیقی در ارتباط با نقش غذای خوب در سلامت کلی انسان نداشته باشد ؛ در خصوص اهمیت تغذیه کافی و مایعات دریافتی برای بیمار توضیح دهید .

  مشکلات مربوط به دفع

  بیماران افسرده غالباً مشکلات دفعی دارند و بیشتر بدلیل بیحرکتی و کم تحرکی و کاهش تغذیه دچار یبوست می شوند . توصیه می شود که بیماران مواد غذایی پرفیبر به منظور پیشگیری از یبوست مصرف کنند و به نوشیدن مایعات زیاد و انجام ورزشهای جسمی به منطور افزایش اعمال دفعی بطور طبیعی تشویق شوند . بیمار ممکن است دچار احتباس ادرار شود که معمولاً با نوشیدن مایعات و تدابیر خاص این مشکل از بین می رود و ندرتاً نیاز به سونداژ پیدا می کند .

  

  غفلت در بهداشت فردی

  بیماران افسرده به دلیل کاهش فعالیت سایکوموتور ( Psychomotor ) و کاهش علاقه به خود و دیگران بطور معمول نسبت به بهداشت فردی خود غفلت می ورزند در صورتیکه بیمار قادر به انجام این فعالیتها نباشد ، پرستار باید او را در حمام دادن ، لباس پوشاندن و آراسته کردن خود ، کمک کند و در صورت لزوم حتی این اعمال را برای او انجام دهد ؛ ولی باید توجه داشت که درماندگی و وابستگی بیمار را تقویت نکند و تا آنجا که ممکن است به بیمار کمک کند تا خودش مراقبتهای لازم را در مورد خود انجام دهد . تمیز بودن بیمار و علاقه و توجه او به ظاهر خود باید از جانب پرستار مورد توجه قرار گیرد و بطور مثبت تقویت شود . باید به بیمار کمک کنید تا با اهداف مراقبتی مورد انتظار خویش آشنا شود . البته ، اهداف باید من ط قی باشند زیرا اهداف غیر قابل دسترس ، بیمار را در معرض شکست قرار می دهد و احساس ضعف را در او تقویت می کند .

  اختلال خواب

  اختلال خواب در بیماران افسرده شایع است . بیمارانی که مشکل به خواب می روند و یا در طول شب از خواب بر می خیزند و مجدداً به سختی به خواب می روند ، ممکن است با ماساژ پشت ، دوش ولرم و یا صحبت کوتاه ، یک لیوان شیر ولرم ، بهتر بخوابند . نباید اجازه داده شود که بیمار در طول روز بخوابد خوابهای مختصر در طول روز ، مانع خواب شب می گردد . بیماران افسرده دوست ندارند روز را از نو شروع کنند ، در نتیجه از رختخواب خود بیرون نمی آیند که در اینصورت پرستار باید با روشی آرام ولی جدی با آنها برخورد کند و از آنها بخواهد که از رختخواب خارج شوند . چنانچه بیمار در طول روز خواب آلود است ، به پزشک معالج پیشنهاد شود که داروهای بیمار به هنگام خواب تجویز شوند . همچنین انجام تمرینهای آرام سازی و موسیقی ملایم ممکن است قبل از خواب کمک کننده باشد و بیمار از خوردن و آشامیدن مواد غذایی حاوی کافئین از قبیل چای ، قهوه ، کولا قبل از خواب اجتناب کند .

  دستورات دارویی

  چون بیماران افسرده داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای ویا لیتیوم ( Lithium Carbonate ) مصرف می کنند ، باید به عوارض جانبی ، نشانه های مسمومیت و تداخل دارویی توجه شود . از عوارض جانبی این داروها می توان اثرات آنتی کلینرژیک را ملاحظه نمود که عبارتند از : خشکی دهان ، تاری دید ، یبوست ، احتباس ادرار ، کاهش فشار خون وضعیتی ، تندی ضربان قلب ، آریتمی ، بحران افزایش فشار خون .

  در خصوص خشکی دهان استفاده از آب نبات بدون شکر ، یخ و تر کردن لب ممکن است کمک کننده باشد لیکن رعایت بهداشت دقیق دهان بسیار مهم است . در مورد تاری دید به بیمار اطمینان دهید که پس از چند هفته علایم برطرف می شوند . در مورد یبوست ، غذاهای پرفیبر تجویز می شود و افزایش ورزشهای جسمی و مایعات دریافتی نیز باید مدنظر باشند . در مورد احتباس ادرار ، استفاده از کمپرس آب گرم و سرد در بالای پوبیس و باز نمودن شیر آب و در صورت لزوم استفاده از سونداژ توصیه می شود . در مورد کاهش فشار خون به بیمار آموزش دهید که بطور آهسته از حالت نشسته به حالت ایستاده تغییر وضعیت بدهد . کنترل فشارخون بطور مکرر انجام شود و تغییرات عمده باید گزارش و ثبت شود . بیمارانی که سابقه صرع دارند ، باید به دقت تحت نظر قرار گیرند .همچنین مصرف همزمان بازدارنده های مونوآمینواکسیداز ( Mono Amino oxidase Inhibitor ) و غذاهای حاوی تیرامین ( Tyramin ) ممکن است بحران افزایش فشار خون ایجاد کند ؛ بدین منظور باید غذاهای حاوی تیرامین از قبیل پنیر ، ماست ، موز ، شکلات ، کشمش و ترشیجات مصرف نشوند . علایم بحران شامل سردرد پس سری ، افزایش ضربان قلب ، درد قفسه سینه ، تهوع ، استفراغ ، افزایش فشار خون و اغماء است که در صورت مشاهده علائم ، دارو قطع گردد و داروهای ضدفشارخون با اثر کوتاه مدت طبق تجویز پزشک داده شود .

  از اثرات آنتی دوپامینرژیک ( Antidopamineregic ) این داروها عوارض عصبی است که بعنوان عوارض خارج هرمی یا اکستراپیرامیدال نامیده می شود که شایعترین آنها پارکینسون ( s Disease ’ Parkinson ) است . معمولاً پنج روز بعد از شروع مصرف داروها ، از علائم بصورت آبریزش از دهان ، رعشه و لرزش اندام از نوع چرخاندن تسبیح ، لرزش اطراف دهان ، کندی حرکتی ، سفتی عضلانی ، راه رفتن در وضعیت خمیده و شتابزده بروز می کند . شروع و شدت علایم ثبت و گزارش شود و طبق تجویز پزشک معالج از داروهای انتی پارکینسون استفاده شود . با توجه به اینکه شروع اثرات درمانی این داروها با تاخیر 7 الی 28 روز بعد است به بیمار آموزش داده شود که حداقل دوره درمانی با این داروها 28 روز است و در صورت جواب به دارو ممکن است به مدت هشت ماه بعد از رفع علائم افسردگی ، تحت درمان با دوز نگهدارنده قرار گیرند . در ضمن باید از قطع ناگهانی دارو اجتناب کنند و دارو باید تحت نظر پزشک معالج در یک دوره سه الی چهار هفته ای بتدریج قطع شود .

  شوک درمانی الکتریکی ( ( ECT) Electroconvulsive Therapy )

  شوک درمانی در بیمارانی که بیماری آنان عود کننده است و یا در مقابل درمان مقاوم هستند و بیمارانیکه در خطر خودکشی هستند و یا از خوردن غذا امتناع می کنند و به درمان سریع نیاز دارند ، درمان انتخابی است مراقبتهای پرستاری قبل و بعد از شوک درمانی مانند عملهای جراحی عمومی است از علایم متداول پس از شوک درمانی ، فقدان حافظه و گیجی موقت است که بسیار مهم است وقتی بیمار بهوش می آید ، پرستار باید در کنار بیمار حضور داشته باشد تا ترس ناشی از فقدان حافظه کاهش یابد . باید به بیمار اطمینان دهید که این مشکل موقتی است و آنچه برایش اتفاق افتاده است ، توضیح دهید .

  بیمار را مجدداً به زمان و مکان آشنا کنید و اجازه دهید تا بیمار ترسها و اضطرابهای خود را در ارتباط با دریافت شوک درمانی بیان کند .

  

    خطر خودکشی

  هر زمان که بیمار افکار خودکشی را بیان کند و یا اعمال ، حرکات و قیافه های خاص به خود می گیرد که نشانگر افکار مربوط به خودکشی است ، پرستار باید مداخله کند . بطور کلی مراقبت از بیماری که بطور بالقوه در معرض خودکشی است ، بسیار دشوار است . تجربه و دانش پرستار در آن نقش بسزایی دارد . اولین قدم در مراقبت پرستاری ، تشخیص خطر خودکشی با توجه به معیارهای ارزیابی خودکشی و مشاهده دقیق الگوهای رفتاری بیمار است . که الگوی روزانه زندگی بیمار و تغییرات حاصله در آن مانند تغییر در خواب و خوراک ، رفتارهای بهداشتی ، عدم پذیرش رژیم غذایی ، تغییرات خلق رفتارهای پرخاشگری ، اختلال اعمال روزانه ، اضطراب ، کناره گیری ، انزوا طلبی باید به دقت بررسی ، مشاهده و گزارش شود . همچنین برقراری ارتباط با بیمار و توجه به پیامها و گفتارهای بیمار که بطور مستقیم یا غیر مستقیم است مربوط به افکار خودکشی بیمار باشد و با برقرار ارتباط صحیح با بیمار می توان روش و نقشه خودکشی بیمار را شناسایی نمود . به هر حال مراقبت از این بیماران کاری گروهی شیفت بعدی داده شود . اغلب خودکشی ها در جاهای کم رفت و آمد مانند گنجه لباس ، انباری ، اتاقهای خلوت ،توالت ، حمام و هنگام تعویض شیفت و یاز مانی که پرستاران سخت مشغول کارند ، بسیار مهم است . در مواردی که خطر خودکشی خیلی شدید است ، نیاز به محدودیت فیزیکی بیمار است و پرستار در ارتباط با این بیماران باید بطور مستقیم و غیر مستقیم این پیام را بدهد که به علت علاقمندی به زندگی بیمار او را محدود نموده اند و این بصیرت را در بیمار تقویت کند که افکار تخریبی او ناشی از بیماری است .

  ب ) مشکلات شناختی

  بیماران افسرده دید منفی دارند زیرا تفکر آنها براساس ایده ها و عقاید منفی استوار است و علیرغم کارها و مراقبتهای خوب و مناسب ، بد و منفی آنرا می بینند . اندیشه های منفی بیمار ممکن است در حد خفیف تا شدید بصورت هذیان بروز کند و احساسات بی کفایتی ، بی ارزشی و پوچی و گناه ، آنان را به سوی افکار خودکشی سوق می دهد .

  اقدامات پرستاری براساس افزایش عزت نفس و شناسایی و کنترل افکاری که بنای واقعی ندارند ، استوار است . بدین منظور برقراری ارتباط همدلانه ضروری است و در این ارتباط به بیمار نشان دهید که حرفهای او را درک می کنید ولی نه خود هذیانهای او را ؛ بنابراین بدون اینکه با بیمار بحث و جدل کنید و یا سعی در قانع کردن او داشته باشید ، حقایق را به او بازگو کنید . این روش برای نشان دادن اشتباه بیمار بکار نمی رود بلکه نشان دادن حقیقت در اصل پیشنهاد خط فکری دیگری به بیمار است که آنرا دنبال کند . بطور مثال بیمار بیان می کند که مبتلا به یک بیماری غیرقابل علاج و ناشناخته شده است ؛ در اینجا پرستار پاسخ می دهد نتایج معاینات و نتایج پزشکی این مطلب را تایید نمی کند . ایجاد شک و تردید منطقی باعث می شود بیمار در تفسیر خود از وقایع و موقعیتها تجدید نظر کند بدین نحو که با طرح سوال و تکرار حرف بیمار بصورت شک و تردید می توان او را به ارزشیابی دوباره اعتقاداتش تشویق نمود تا شک و تردید نسبت به حرف خودش ایجاد شود ؛ بطور مثال : (( این حرف بعید به نظر می رسد )) باید توجه داشت که تفکر منفی در بیماران افسرده یک فرآیند خودبخود است که خود او را از آن آگاه نیست و با دو روش می توان با آن مقابله نمود , اولاً از طریق انعکاس که پرستار همچون آیینه ای نگرشهای آنان را نشان می دهد و ضمن اینکه بیمار احساس می کند مورد درک و فهم پرستار واقع شده است ، حالت دفاعی و مقاومت او کاهش می یابد و به بیمار امکان می دهد بطور عینی درباره عقاید و عواطف وابسته به آنها بیشتر بیندیشد و آنها را بخشی از شخصیت خودش بداند . ثانیاً پرستار بیمار را بسوی تفکر مثبت سوق دهد بدین نحو که برای هر فکر منفی بیمار ، یک فکر مثبت شناسایی شود . بطور مثال ، بیماری که خود را آدم ترسویی می داند ، با به یادآوردن شجاعتها و موفقیتهای وی ، بیمار ممکن است به این نتیجه برسد که در مواقع خاص دچار ترس می شود .

  بیمار افسرده نباید در طولانی مدت تنها گذاشته شود زیرا اینکار منجر به تشدید گوشه گیری و افکار هذیانی او می شود و بیمار بعلت تنهایی و اضطراب افکاری را در ذهن خود خلق می کند و خود را با آن مشغول می کند ؛ وقت خود را بیشتر در رابطه با این افکار اختصاص می دهد و وقت کمتری برای تماس با واقعیت پیدا می کند . آنها احتیاج دارند افراد دیگری همراه آنان باشند و با آنان به صحبت بنشینند و در واقع پرستاران باید سعی کنند جانشین افراد خیالی شوند .

  ج ) مشکلات هیجانی

  بیماران افسرده نمی توانند هیجانهای خود را ابراز کنند ؛ خصوصاً خشم ، گناه ، غمگینی ، ناامیدی و اضطراب . آنها فکر می کنند چنین هیجانهایی مورد قبول واقع نمی شوند و غیر طبیعی هستند . غالباً این احساسها ناخود آگاه بوده و در نتیجه گاهی از احساس به شکلی برای بیمار تهدید آور است ؛ در نتیجه پرستار باید با نهایت دقت با بیمار برخورد کند و هرگز فکر نکند که تفسیر مستقیم احساسات خود صحیح و درمانی است ولی به شرطی که آهسته و باصبر و ح

 

وصله براساس ارتباط همدلانه باشد . بطور کلی بیمار افسرده نیاز خود را برای داشتن هم صحبت در محیط زندگی تکذیب می کنند ؛ ولی زمانیکه بدانند کسی به آنها توجه دارد و یا مایل است با آنها به صحبت بنشیند ، بطور ظریفی احساس ارزشمندی می کنند و اعتماد بنفس آنها افزایش می یابد . این بیماران باید تشویق شوند که در مورد مسائل و مشکلاتشان صحبت کنند و احساساتشان را بیان نمایند هر چند که ممکن است این گفتار توام با گریه باشد ؛ اینکار انها را آرام می کند و موجب آرامش خواهد شد ؛ لیکن اظهاراتی از قبیل (( همه چیز درست خواهد شد )) ، (( اصلاً در موردش فکر نکن )) ، هیچگونه هماهنگی با احساسات بیمار ندارند . در واقع باید ضمن برقراری ارتباط همدلانه آنها را به صحبت کردن بیشتر تشویق نمود و اظهاراتی از قبیل (( خیلی غمگین به نظر می آیید )) ، (( چه چیز باعث گریه شما شده )) ، (( آیا از چیزی رنج می برید ؟ )) (( لطفاً اگر مایلید در مورد آن صحبت کنید )) ؛ آنها را به صحبت کردن بیشتر تشویق می کند . نگرشی حاکی از پذیرش را به وی منعکس کنید و در این انعکاس به بیمار بفهمانید که می توانید دنیایی را که او احساس می کند به نحو صحیحی دریابید . نگرشی حاکی از پذیرفتن به او نشان می دهد که بیمار فردی ارزشمند است و بدین ترتیب حس اعتماد افزایش می یابد . آگاهی و پاسخگویی به احساسات بیمار مهارتی است که باید بدون توجه به ماهیت احساس ( مثبت یا منفی ) و بدون توجه به جهت احساس ( بطرف خود یا دیگران ) صورت پذیرد . بطور مثال اگر بیمار نسبت به پرستار ابراز خشم کند ، حالت دفاعی به خود نگرید ، اجازه دهید بیمار در محیطی عاری از تهدید ، احساسات خود را بیان کند و بدین طریق بیمار را در مواجه شدن با موضوعات حل نشده یاری دهید و شرایطی را فراهم نمایید تا بیمار خشم انباشته شده را از طریق ورزشهای جسمی مانند والیبال ، مشت زدن به کیسه بوکس ، و دوچرخه سواری ، تخلیه کند . ورزشهای جسمی روشی مطمئن و موثر جهت تخلیه تنش انباشته شده است و موجب کاهش اضطراب و افسردگی خواهد شد . در ضمن بیمار را با مراحل طبیعی غم و اندوه ، احساساتی مناسب و قابل قبول است ؛ زیرا آگاهی از پذیرفته شدن احساسات مربوط به غم و اندوه طبیعی به بیمار کمک می کند تا از احساس گناهی که این واکنشها در او ایجاد کرده است کاسته شود .

  د ) مشکلات رفتاری

  فقدان انرژی باعث می شود که برآوردن نیازهای جسمی برای بیمار ناراحت کننده باشد ؛ زیرا کوشش بسیار زیادی برای کمترین کار لازم است . مادامیکه در فعالیتهای فیزیولوژیکی بدن وقفه وجود دارد ، حالت عاطفی نیز تغییر نمی کند . خلق افسرده زمانی بهتر می شود که اعمال فیزیولوژی بدن بهتر شود . تحرک زیاد سبب ایجاد ماده شیمیایی بنام اندورفین (Endrophin ) می شود که این ماده موجب بالا بودن خلق می گردد بنابراین از اقدامات مهم پرستاران ، فعال کردن بیمار است . پرستار با همکاری بیمار فعالیتهایی را تنظیم می کند که با اهداف درمانی منطبق است . دخالت دادن بیمار در طرح و برنامه درمان ، مسئولیت تغییر را به عهده بیمار می گذارد و این به بیمار نشان می دهد که می تواند در خود تغییر ایجاد کند و در نتیجه در او امید به آینده را بوجود آورد . در ابتدا پرستار باید دریابد که آیا بیمار آماده شرکت در فعالیتها هست یا خیر ، سپس موقعیتهای را ایجاد کند که شرکت بیمار در آنها میسر شود . بیماران افسرده در جمع و براساس احتمال موفقیت وی برنامه ریزی می کند . زیرا عزت نفس بیمار پایین است و اگر پرستار انجام کاری را به وی محول کند که از عهده آن برنیاید ، عزت نفس او کاهش خواهد یافت . شکست ، احساس درماندگی ، بیچارگی و بی ارزشی را در بیمار تقویت می کند . ضمناً برنامه هایی که برای بیمار افسرده تنظیم می شود ، نباید نیاز به صرف زمان زیادی داشته باشد زیرا قوه تمرکز بیمار افسرده کاهش یافته است . فعالیتها و کارهایی که زود انجام می گیرد و مخصوصاً بیمار حتماً در انجام ان موفقیت کسب می کند ، جنبه درمانی بسیاری دارد . باید به آنچه که بیمار انجام می دهد توجه شود ؛ نه گذشته و نه آینده . تقویت مثبت باید براساس عملکرد واقعی بیمار استوار باشد . پرستاری که با بیمار صادق است ، موجب احترام و اعتماد بیشتر بیمار می شود . سایر فعالیتهای درمانی شامل تمرینات ورزشی مناسب است که اغلب همراه با احساس سلامت از طرف بیمار است و در نتیجه سبب کاهش احساس اضطراب و افسردگی خواهد شد . فعالیت درمانی ، کلاسهای ورزشی ، قدم زدن ، شنا کردن و دوچرخه سواری فرصتهای خوبی را برای افزایش حرکت بدن ایجاد می کند و این کارها تنش را نیز می کاهد . با پیشرفت حال عمومی بیمار ، نیاز به تفریحاتی مانند بیرون رفتن ، سینما رفتن ، صرف شام در رستوران ، شرکت در اجتماعات ورزشی و غیره بیشتر می شود .

  مداخله با خانواده

  بستری شدن بیمار در بیمارستان روی خانواده تاثیر می گذارد و الگوی تعاملی در خانواده را به هم می زند و در اینجا مداخله در الگوهای خانواده لازم است . وقتی یکی از اعضای خانواده به بیمارستان می رود ، سایر اعضای دیگر دچار تنیدگی می شوند ؛ بین اعضای خانواده ، فردی که بیمار را دوست دارد ، ممکن است دچار افسردگی ، خشم ، احساس گناه و اضطراب و یا دچار گیجی شود . در چنین مواقعی باید خانواده را حمایت نمود . قبل از اینکه بتوانیم به خانواده کمک کنیم باید الگوهای تعاملی بین اعضاء را شناسایی نمود ؛ نقشی که هر یک از اعضای خانواده ایفا می کنند ، شناسایی شود و اینکه ارتباط و اهمیت بیمار برای اعضای دیگر خانواده چگونه است ؛ خاطرات و تجربیات مشترکی که بیمار با سایر اعضای خانواده دارد ، غالباً مساله ساز است ؛ بطوریکه می تواند احساس گناه ، ناراحتی و عصبانیت را برانگیزد . همینطور وابسته بودن بیمار به خانواده موثر است و یا ممکن است بیمار تصورات و اعتقادات غیر واقعی راجع به خانواده خود داشته باشد . پرستار باید روی این عوامل تاثیر گذار باشد و احساسات متقابل را درک کند و بشناسد . ممکن است بیمار به گذراندن ساعاتی در کنار خانواده خود احتیاج داشته باشد ، که این نیاز باید تامین شود . پرستار باید به بیمار کمک کند که بتواند به راحتی جدایی و دوری از خانواده را تحمل کند ؛ برای مثال ممکن است که احساس ناراحتی بیمار بدنبال مرگ یکی از اعضای مهم خانواده ایجاد شده باشد و او یک منبع حمایتی و احساسی را از دست داده است و امکان دارد احساس کند که هیچکس نمی تواند جای او را بگیرد . در اینجا پرستار باید به بیمار کمک کند که سایر ارتباطات رضایت بخش را که می تواند وابستگی او را کمتر کند ، پیدا نماید . فرد افسرده نیازمند است که دید غیر منطقی نسبت به خود را تغییر دهد و پرستار باید بتواند به چنین فردی کمک کند تا احساس جدا بودن و کامل بودن خود را بعنوان یک فرد ، یعنی فردی که وابسته به دیگران و یا خانواده نیست ، ایجاد کند . همچنین پرستار باید افسردگی را در سایر اعضای خانواده شناسایی کند ، که باید پیگیری و درمان شود . افراد خانواده باید بدانند که فرد افسرده اغلب به احساسات آنها که ناشی از عشق و علاقه است ، بطور منفی پاسخ می دهد . عدم آگاهی به این مطلب باعث می شود فردی که به بیمار افسرده اهمیت میدهد ، احساس کند که تمام نیروی وی گرفته شده و بالاخره هم توسط بیمار طرد شده است.

  مداخله در جامعه

  بیماران افسرده غالباً دچار کمبود و فقدان مهارتهای ارتباط بین فردی هستند و در روابط و موقعیتهای اجتماعی احساس ناراحتی می کنند کاهش اعتماد بنفس معمولاً باعث می شود که این افراد خودشان را در موقعیتهای اجتماعی بی تاثیر ، بی قدرت و مضر احساس کنند . بیمار تصور می کند تنهایی را که تجربه کرده به عنوان حالتی منفی یا تهدید کننده بر او تحمیل شده است . بدین دلیل پرستار باید با بیمار وقت صرف کند و این ممکن است فقط بصورت ساکت نشستن در کنار بیمار باشد . حضور پرستار به بیمار کمک خواهد کرد تا خود را فردی ارزشمند درک کند و از طریق تماسهای مکرر و مختصر ، نگرشی حاکی از پذیرفتن بیمار ، ارتباط درمانی پرستار با بیمار شکل می گیرد . پس از اینکه بیمار در یک رابطه رویارو احساس راحتی کرد ، او را تشویق به حضور در فعالیتهای گروهی کنید . ممکن است لازم شود که در چند جلسه اول به منظور حمایت از وی با او در گروه مشورت کنید ، چنانچه اضطراب بیمار در گروه افزایش یافت ، به وی اجازه دهید تا از آن خارج شود . برای تعامل داوطلبانه بیمار با دیگران ، باز خورد مثبت فراهم آورید . همینکه بیمار احساس کند فرد مفیدی است ، می تواند زندگی اش را اداره کند و احساس قدرت و توانایی خواهد کرد .

  

  اختلال دو قطبی (Bipolar mood Disorder )

  اختلال دو قطبی چیست؟

  اختلال دو قطبی نوعی اختلال خلقی و یک بیماری روانی است که 8 درصد مردم به این اختلال مبتلا می شوند ،این اختلال در بین مردان و زنان به یک اندازه مشاهده می شود و به طور معمول در آخر دوره نوجوانی یا اوائل بزرگسالی تظاهر پیدا می کند. افراد مبتلا به این بیماری دچار تغییرات شدید خلق می شوند به عبارتی علاوه بر افسردگی ، دوره هایی از سرخوشی ، شعف و لذت بالا را تجربه می کنند. علائم سرخوشی و شیدایی را که فرد در این بیماری تجربه می کند و از اصلی ترین ویژگی های تعیین کننده این اختلال است، شامل موارد زیر می باشد:

  1. افراد در دوره شیدایی وجود شادی زیاد را تجربه می کنند که به آن خلق بالا یا تحریک پذیر می گویند.

  2. افراد در این دوره نمی توانند یک جا آرام بگیرند و بند شوند، به عبارتی بی قراری جسمی دارند.

  3. ممکن است افراد در این دوره رک تر و بی پرده تر حرف بزنند و یا مداوم در مورد موضوعاتی صحبت کنند که هر لحظه ممکن است توجه آنها را به خود جلب کند به عبارتی پرحرفی کنند که به این حالت پرحرفی غیر عادی (گفتار تند) گویند.

  4. هنگام صحبت کردن این بیمار ممکن است از موضوعی به موضوع دیگر بپرند به طوری که به سختی می توان صحبت آنها را قطع کرد به این حالت پرش افکار می گویند.

  5. ممکن است در این دوره نیاز به خواب افراد کم شود.

  6. ممکن است این افراد اعتقاد داشته باشند که توانایی ها و استعداد های خاصی دارند و نسبت به سایر افراد برتر هستند به این ویژگی افراد عزت نفس کاذب گفته می شود.

  7. در دوره شیدایی فرد به سختی می تواند توجه خود را نسبت به موضوع خاصی متمرکز کند به عبارتی توجه او به آسانی منحرف می شود، در این حالت گفته می شود که شخص حواس پرت می باشد.

  8. افراد در این دوره ممکن است تا حدی با دیگران معاشرت و رفت و آمد داشته باشند که باعث مزاحمت آنها شوند، همچنین نسبت به نتیجه ای که اعمال و رفتارشان دارد بی توجه شوند، این رفتارها می تواند شامل رفتارهای جنسی نسنجیده ، ولخرجی و رانندگی پرخطر باشد.

  اختلال دوقطبی چند نوع می باشد؟

  علائم شیدایی که ذکر شد اصلی ترین ویژگی اختلال دو قطبی می باشد. اختلال دو قطبی از لحاظ تشخیصی به سه شکل اختلال دو قطبی I (Bipolar I Disorder) ، اختلال دو قطبی II (Bipolar II Disorder) و اختلال خلق ادواری (Cyclothymic Disorder) مشخص می شود.

  اختلال دو قطبی I چیست؟

  این اختلال شامل یک دوره شیدایی یا یک دوره که در آن شیدایی و افسردگی را با هم تجربه می کند (مختلط) می باشد.

  اختلال دو قطبی II چیست؟

  این اختلال شکل خفیف تری دارد این اشخاص دست کم یک دوره افسردگی و یک دوره شیدایی خفیف را تجربه می کنند.

  اختلال خلق ادواری چیست؟

  این اختلال نوع مزمن اختلال دو قطبی است که 2 سال به طول می انجامد در این اختلال، شخص دچار علائم پی در پی اما خفیف ، افسردگی و شیدایی می شود حتی اطرافیان بیمار معمولاً متوجه فراز و نشیب ها می شوند شخص در خلال نشیب ها ممکن است غمگین باشد، احساس بی کفایتی کند، از دیگران کناره گیری کند و 10 ساعت در شب بخوابد و در خلال فرازها ممکن است پرسرو صدا، بیش از حد با اعتماد به نفس و از لحاظ اجتماعی راحت و معاشرتی باشد و به خواب کمی نیاز داشته باشد.

  پیشنهاداتی جهت کمک به افراد دارای اختلال دو قطبی یا نحوه برخورد اطرافیان با افراد دارای اختلال دو قطبی

  درباره اختلال دو قطبی بیاموزیددرباره اختلال دو قطبی بیشتر یاد بگیرید ، هرچه می توانید درباره علائم و گزینه های درمانی بیاموزید. هر قدر بیشتر درباره اختلال دو قطبی بدانید، برای کمک به عزیزتان و کنترل اوضاع مجهزتر خواهید بود.

  فرد را بکمک گرفتن تشویق کنیدهر قدر اختلال دو قطبی زودتر تحت درمان قرار بگیرد، کنترل آن ساده تر خواهد بود. بنابراین از دوست یا عضو خانواده تان بخواهید فوراً از یک متخصص کمک بخواهد با این امید که شاید بدون درمان بهتر شود، منتظر نمانید.

  سعی کنید درک کنیدعزیزتان را متوجه کنید که اگر نیاز به درد دل، تشویق یا کمک در امر درمان داشته باشد، شما درکنار او خواهید بود به او یادآوری کنید که موضوع برای شما مهم است و هر کاری که بتوانید برای کمک به او انجام دهید.

  صبور باشیدانتظار بهبودی سریع یا علاج کامل نداشته باشید، مدیریت اختلال دو قطبی فرآیندی است که در تمام عمر جریان دارددر دوره بهبودی صبور باشید و خودتان را برای چالش ها و یا عودهای احتمالی آماده کنید.

  محدودیت دوست یا عضو خانواده تان را بپذیرید :افراد مبتلا به اختلال دو قطبی نمی توانند بر خلق خود کنترل داشته باشند، آنها نه می توانند در دوره افسردگی به خود انگیزه بدهند نه می توانند در دوره مانیک خود را کنترل کنند ، بنابراین گفتن جملاتی مانند"مثل دیوانه ها رفتار نکن " یا "از یک زاویه دیگر به دنیا نگاه کن " به او کمکی نخواهد کرد.

  محدودیت های خودتان را بپذیرید : شما نه می توانید ناجی فرد دو قطبی باشید، نه می توانید به او فشار بیاورید که مسئولیت بهتر شدن را به عهده بگیرد، شما تنها می توانید در این مسیر هدایت کننده او باشید.

  اضطراب را کاهش دهیداسترس اختلال دو قطبی را بدتر می کند، بنابراین سعی کنید راههایی را برای کاهش استرس در زندگی عضو خانواده خود پیدا کنید، از خود بپرسید که چگونه می توانید در انجام برخی مسئولیت ها به او کمک کنید. همچنین قرار دادن و تقویت کردن یک برنامه منظم روزانه (زمان منظم برای غذا خوردن، بیدار شدن از خواب و به خواب رفتن) می تواند کمک کننده باشد.

  با او ارتباط موثر برقرار کنید : ارتباط صادقانه و شفاف برای کنار آمدن با فرد مبتلا به دو قطبی در خانواده ضروری است نگرانی خود را به شیوه دوستانه مطرح کنید. از او درباره احساساتش سوال کنید و به خوبی و با دقت و همدلی به حرف های او گوش کنید، حتی اگر با حرف هایش موافق نیستید، جملاتی که می تواند برای کمک، به فرد دارای اختلال دو قطبی باشد، به او بگویید:

  - تو در این مسیر تنها نیستی، من برای تو اینجا هستم

  - من می دانم که تو یک بیمار واقعی داری و این بیماری است که باعث احساسات و افکار تو می شود.

  - ممکن است الان باور نداشته باشی، اما روشی که تو احساس می کنی، تغییر خواهد کرد.

  - ممکن است من قادر نباشم دقیقاً احساس تو را درک کنم، اما از تو مراقبت می کنم و به تو کمک خواهم کرد.

  - تو برای من مهم هستی و زندگی تو برای من مهم است.

  درمان اختلالات دو قطبی

  درمان مناسب دوقطبی می تواند به تثبیت قابل توجه خلق و نیز کنترل سایر علایم در اکثر بیماران حتی آن دسته که از شدیدترین فرم های اختلال رنج می برند، بینجامد. از آن جایی که اختلال دوقطبی یک بیماری عود کننده است، در اکثر موارد درمان پیشگیرانه طولانی مدت توصیه شده و مورد نیاز می باشد.برنامکه درمانی مناسب و مورد قبول شامل ترکیبی از درمان های دارویی و درمان های روانی-اجتماعی می باشد که در طول زمان به کنترل اختلال منجر شود . در اکثر موارد، درمان طولانی و مثتمر اختلال دوقطبی بسیار موثرتر از درمان های مقطعی است . با این همه ،حتی در صورت درمان منظم و مستمر ،احتمال تغییرات خلقی وجود داشته و خانواده ها و بیماران باید این تغییرات را به روان پزشک معالج بیمار گزارش نمایند . گزارش بیمار و خانواده می تواند به روان پزشک در تنظیم مجدد برنامه درمانی کمک کند تا شاید از بروز یک یک دوره کامل و شدید اختلال جلوگیری گردد.همکاری نزدیکبا روان پزشک و طرح آزادانه سوالات و نگرانی ها درمورد برنامه درمانی و راه حل های موجود می تواند میزان اثربخشی درمان را افزایش دهد . بعلاوه ،درج یک نمودار تغییرات روزانه علایم خلقی و خانواده وی کمک کند تا درک بهتری از اختلال داشته باشند . این نمودار همچنین به روان پزشک کمک خواهد کرد تا بتواند روند درمان را پیگیری نماید.

  داروها

  درمان دارویی اختلال دوقطبی توسط روان پزشکان که در تشخیص و درمان اختلالات روانی تخصص دارند،صورت می پذیرد.داروهایی که به طور معمول جهت کنترل اختلال دوقطبی تجویز می گردند،"داروهای تثبیت کننده خلق" نام دارند. امروزه داروهای تثبیت کننده خلق متنوعی در دسترس هستند. بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی باید مدتی طولانی (گاه چندین سال) تحت درمان با داروهای تثبیت کننده خلق باشند. در صورت نیاز ،انواع دیگری از داروها معمولا به صورت دوره ای و موقت به داروهای تثبیت کننده خلق افزوده می شوند تا دوره های شیدایی / مانیا یا افسردگی که علیرغم مصرف دارو رخ می دهند،درمان شوند.

  به دلیل احتمال تأثیر نامطلوب داروهای تثبیت کننده خلق بر جنین و شیرخوار ،خانم های مبتلا به این اختلال در صورت تمایل به بارداری ویا بارداری با مشکلات خاصی روبرو خواهند شد. بنابراین در این موارد مشاوره با روان پزشک جهت اطلاع از فوائد و خطرات احتمالی درمان های موجود ضروری است.

  

  داروهای مورد استفاده در درمان

  1. لیتیوم
2. ضد تشنج (کاربامازپین- والپرات- کلونازپام)
3. آنتاگونیست کلسیم
لیتیوم:
* درمان مانیای حاد
* درمان نگهدارنده
* سطح سمی
اندیکاسیون: اختلال دو قطبی Ι ، اختلال اسکیزوافکتیو، اختلال افسردگی اساسی، پرخاشگری

عوارض: ناراحتی معده، افزایش وزن، لرزش، احساس خستگی، اختلال شناختی خفیف، علائم معده ای روده ای (تهوع، استفراغ، اسهال، کاهش اشتها)، لکوسیتوز
مراقبت:
1. قبل از تجویز لیتیوم لازم است آزمون های کار تیروئید، CBC ، الکترولیت سرم، کار کلیه انجام شود (احتمال مسمومیت)
2. به بیمار و خانواده وی آموزش دهید اثر ضد مانیای لیتیوم 14-10 روز بعد مشخص می گردد.
3. حداقل هفته ای 2 بار لیتیوم سرم را چک کنید.
4. برای اندازه گیری سطح خونی لیتیوم 12-8 ساعت پس از آخرین دوز دارو (شب قبل) نمونه خون گرفته شود.
5. برای کنترل عوارض گوارشی دارو را بصورت منقسم تجویز نمائید.
6. برای کنترل عوارض گوارشی دوز دارو را با غذا تجویز نمایید.
7. در صورت افزایش وزن کم خوردن را برای کنترل وزن توصیه کنید.
8. در صورت افزایش وزن افزایش فعالیت را برای کنترل وزن توصیه کنید.
9. در صورتی که داروهای دیگری مثل دیورتیک مصرف می نمایید پزشک را مطلع نمایید.
10. آموزش کافی به بیمار و خانواده وی در مورد علائم مسمومیت دارو داده شود تا در صورت بروز آنها دارو را hold نماید چرا که مسمومیت با لیتیوم فوریت طبی است (چون آسیب عصبی دائمی و یا مرگ را به دنبال عدم درمان سبب می شود)
11. رژیم پر نمک و مایعات فراوان را توصیه نمایید.
علائم اولیه مسمومیت: لرزش، آتاکسی
علائم بعدی مسمومیت: اختلال هوشیاری، فاسیکولاسیون عضلانی، میوکلونوس، تشنج، اغماء
درمان مسمومیت:
1- قطع لیتیوم
2- اصلاح کم آبی
3- شستشوی معده جهت تخلیه آخرین دوز
4- همودیالیز در موارد شدید

  داروهای ضد تشنج در موارد زیر بکار می رود :
1- پاسخ ناکافی پس از حداقل 4 هفته درمان
2- عدم تحمل داروهای ضد جنون یا لیتیوم
3- تغییر سریع در علائم
4- اختلال در الکترو آنسفالوگرام
5- ضربه مغزی

  کاربرد لیتیم

  1- فاز مانیا
علائم خفیف : لیتیوم + بنزودیازپین
علائم شدید: لیتیوم + آنتی سایکوتیک +بنزودیازپین
2-فاز افسردگی: لیتیوم +هترو سیکلیک (غالباً تک حلقه ای و سه حلقه ای) 3-دوره بهبودی (خلق نرمال) لیتیوم +(به عنوان پروفیلاکسی)
درمان های روانی- اجتماعی

  علاوه بر درمان های دارویی ،درمان های روانی – اجتماعی هم مفید هستند این درمان ها شامل انواع خاصی از روان درمانی در ارائه حمایت به بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی و خانواده های آنان و بهره مکند ساختن ایشان از آموزش و راهنمایی می باشند. مطالعات انجام پذیرفته نشان می دهند که انجام مداخلات روانی – اجتماعی می تواند سبب افزایش تثبیت خلق، کاهش میزان بستری بیماران ، و بهبود عملکرد اشان در زمینه های مختلف گردد. چنین درمان های به طور معمول توسط یک روان شناس ،مددکار ،و یا یک کار درمانگر ارائه می گردد . این افراد روان پزشک را در پایش سیر وضعیت بیمار کمک می کنند. تعداد جلسات ، فواصل بین آن ها و نیز نوع درمان انتخابی بر اساس نیازهای درمانی هر بیمار تعیین می گردد. درمان های روانی – اجتماعی که به طور معمول در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی به کار می روند عبارتند از درمان رفتاری – شناختی ،آموزش روان شناختی و آموزش روان شناختی برای خانواده.

  سایر درمان ها (الکترو شوک )

  در شرایطی که درمان های دارویی قادر به کنترل اختلال نبوده و یا از سرعت کافی برای کنترل علائم شدید از قبیل سایکوز و یا افکار خودکشی برخوردار نیست ،ممکن است درمان با الکترو شوک گزینه مناسبی باشد.این روش درمانی همچنین ممکن است برای درمان دوره های شدید اختلال در مواردی که به دلیل وجود شرایط طبی خاص از قبیل بارداری استفاده از داروها همراه با خطراتی باشد ،بکار گرفته شود. درمان الکتروشوک برای درمان دوره های شدید افسردگی ،شیدایی / مانیا ،و یا دوره های مختلط بیماری بسیار مناسب است. استفاده از روش های جدید درمانی الکترو شوک ،احتمال بروز اختلال دیرپای حافظه (عارضه ای که در گذشته باعث نگرانی بود) را به طور چشمگیری کاهش داده است.

  بیماری با دوره طولانی که به طرز موثری قابل کنترل است

  به طور طبیعی دوره های افسردگی و شیدایی در بیماران مبتلا ماهیت عود کننده دارند ،درک این واقعیت که در حال حاضر درمانی قطعی (بهبود کامل) برای این اختلال وجود ندارد،می تواند اختلال را به خوبی تحت کنترل درآورده و احتمال بروز دوره های مکرر و وخیم تر بیماری را کاهش دهد.

  مداخلات پرستاری در توانایی بالقوه آسیب به خود و دیگران:
1-اصول و مقررات بخش را دقیقاً و چند بار برای این بیماران توضیح دهید.(تمرکز این بیماران کم است)
2-محرکهای محیطی را کاهش دهید (اتاق خصوصی،نورملایم،صدای کم،تزئینات ساده ،و .......)

  3-در صورت امکان بیمار را در بخش آرام قراردهید.
4-فعالیت گروهی را کنترل کنید.
5-وسایل و لوازم خطرناک را از محیط بیمار دور کنید چون منطق بیمار مختل است وممکن است به خود صدمه بزند.
6-برنامه های سازمان یافته ای (مثل ایجاد زمان استراحت در طول روز)برای بیمار ایجاد کنید.
7-در بیمار احساس امنیت (اعم از جسمی و روانی)را ایجاد کنید.
8-فعالیتهای جسمی هدفدار مثل ورزش و ضربه به توپ ،کارهای منزل و .......را جایگزین فعالیتهای بی هدف نمائید.
9-طبق تجویز پزشک آرامبخشی به بیمار بدهید.
10-زمانی که تشویش بیمار زیاد می شود و فعالیت او افزایش می یابد در کنار وی بمانید و او را حمایت کنید.
11-بیمار را به فعالیتهایی که نیاز به تحرک زیادی ندارد تشویق کنید.(نقاشی کردن)
12-در پاسخ به انتقاد و فحاشی یا تهاجم بیمار از دفاعهای شخصی استفاده نکنید.
13-کلیه رفتارهای بیمار را دقیقاً ارزیابی نموده و در پرونده ثبت نمایید.

  رهنمودهای استفاده از مهار فیزیکی : در بیماران مبتلا به خشم نسبت به خود و یا دیگران
1-کار مهار را به کسی واگذار کنید که در این مورد آموزش دیده است.
2-در صورت مسلح بودن بیمار وی را خلع سلاح نماییدو حتی اگر مسلح نبود با حداکثر قدرت با وی برخورد نمایید و به گونه ای بدون تهدید به بیمار نزدیک شوید.
3-بهتر است برای شروع اقدام 10-5 نفر حضور داشته باشند.
4- برای پیشگیری از صدمه به بیمار حتی الامکان از مهارهای چرمی استفاده کنید
5- بیمار را در وضعیت بی خطری قراردهید.
6- به بیمار توضیح دهید که چرا او را مهار می کنید.
7- هنگام مهار کردن بیمار ، یکی از اعضاء باید در معرض دید بیمار باشد.
8- پاهای بیمار را باز نگهدارید، یک دست در پهلو و دست دیگر روی سر بیمار باشد.
9- مهار طوری باشد که امکان اجرای تزریق وریدی وجود داشته باشد.
10- مهارهای فیزیکی را از نظر ایمنی مرتباً امتحان کنید.
11- سر بیمار کمی بالاتر از سطح بدنش باشد.
12- داروهای آرامبخش تزریقی بیمار را اجراء نمایید.
13- دلیل مهار کردن بیمار بطور کامل در پرونده درج شود.
14- ضمن مهار شدن بیمار به دقت مراقب وی باشید و علائم حیاتی را مکرراً چک کنید.

  15- بلافاصله پس از مهار بیمار ، طرح روشی دیگر (دارو درمانی، اطمینان بخشی) را بریزید و بیمار را ارزیابی کنید.

  16- اقدامات و درمانهای انجام شده و پاسخ بیمار به درمان باید دقیقاً ثبت شود